تبلیغات
living for love
   
وبلاگ بچه های مدرسه ادب (احمد)              وبلاگ فرانگر نوین (حامد)              وبلاگ جاده احساس(فاطیما)              وبلاگ فریــاد عـشــق (نازنین)
     
 
میخواهم چند خطی از تو بنویسم ، اما قطره های اشکم بر روی صفحه کاغذ ریخته و خودکارم روی کاغذ خیس نمی نویسه .... اسم من حمیــــد متولد سال 72 ... عاشق همتونم
 

عشق یعنی :

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آذر 1389 :: توسط :کوزه گر عاشق

شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.
اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای
 بچینی.
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه اوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!
هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن
پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.
اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت:
به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.
به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.
استاد گفت: ازدواج یعنی همین

از دفترچه پیغام خوشبختی  

نظرات شما ()

 

This Weblog for peaple living for LOVE
Thanks for visit KOZEH WEBLOG
Kozeh loves All of you

تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان