تبلیغات
living for love
   
وبلاگ بچه های مدرسه ادب (احمد)              وبلاگ فرانگر نوین (حامد)              وبلاگ جاده احساس(فاطیما)              وبلاگ فریــاد عـشــق (نازنین)
     
 
میخواهم چند خطی از تو بنویسم ، اما قطره های اشکم بر روی صفحه کاغذ ریخته و خودکارم روی کاغذ خیس نمی نویسه .... اسم من حمیــــد متولد سال 72 ... عاشق همتونم
 

قطار زندگی

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 شهریور 1392 :: توسط :کوزه گر عاشق

من تو را دوست دارم
تو دیگری را
دیگری ، دیگری را
و اینگونه همه تنهاییم ...

کلن قطار زندگی در حال حرکته شما میری داخل یه کوپه و تا آخر سفر تو اونجا میمونی 
بعضیا یه دوست دارند تو کوپه بغلی گهگداری بهش سر میزنن
بعضیا گروهی تویه یه کوپه میشنن و باهم دیگه حرف میزنن
بعضیا کل قطار رو میخرن ومثل ماشن خودشون تو قطار زندگی میکنن
بعضیا میرن تو کوپه راننده و با راننده حال میکنن
بعضیا میرن تو کوپه راننده و جای راننده رو میگرن و اونو بیرون میندازن
حالا ما ایرانیا اول که وارد قطار میشیم همه میاند تو کوپه تا ما رو ببینند تا اینکه بعد یه مدت که میفهمی قضیه از چه قراره هیشکی دیگه تو کوپه نیست میری سراغ کوپه بغلی میبینی گروهی نشستن و یه دوده غلیظی همه جارو برداشته میری بغلیش میبینی یه گروهند یکی داره نماز میخونه یکی داره قرآن ... میری بغلیش میبینی یه خونوادن همش دارن جیغ و داد سر همدیگه میزنن که تو منو دوست نداری اونم میگه تو ارزش دوست داشتن نداری میری بغلیش میبینی یه دختر و یه پسره، یه آهی میکشیو میری بغلیش میبینی همه خوابند به آخرین کوپه که میرسی میبینی اینجا یه کوپست پر کسایی که تنهاند ، یهو داد میزنی آهای من خعلی تنهام .... یکی میاد و بهت میخنده یکی میاد میگه منم تنهام یکی میاد میگه یادش بخیر اون روزا همه هوا همدیگرو داشتن یکی دیگه میاد میگه بکش این نخ سیگارو از همه بدتر یکی میاد میگه اینجا خونواده نشسته .... اما هیشگی نمیاد بگه بیا با هم دوست بشیم میری سراغ راننده میگی آقای راننده من خعلی تنهام راننده هم یه دست نوازش میکشه رو سرت میگه برات یه دوست خوب پیدا میکنم اما تو باید بری تو اون کوپه که داشتن نماز و قرآن میخوندن بمونی تا پیدا بشه هر چی میگذره میبینی خبری نمیشه میری سراغ راننده میگه برو تو همون کوپه من برات پیدا کردم خودت نفهمیدی ، حالا برو دوباره برات پیدا میکنم اما تو میری تو اون کوپه که پر دوده بهت میگن که راننده اخلاقش اینطوریه همه حرفاش الکیه ..... بهت قلیون و سیگار تعارف میکنند بعدش فکر میکنی دیگه همه چیز این قطار رو فهمیدی میری تو یه کوپه پر دوست یکیشونو انتخاب میکنی باش ازدواج میکنی بعد میری تو اون کوپه که دختر و پسر با هم بودن بعد یه مدت میای تو اون کوپه که زن و شوهر با هم دعوا میکردن بعدش میری تو کوپه اولی که به دنیا اومدی البته دوستتم کنارت هست حالا دوباره تموم این اتفاقات برای بچه تو پیش میاد و آروم آروم میری تو کوپه که همه خواب بودند

از دفترچه داستان عاشقانه  

نظرات شما ()

 

This Weblog for peaple living for LOVE
Thanks for visit KOZEH WEBLOG
Kozeh loves All of you

تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان