تبلیغات
living for love
   
وبلاگ بچه های مدرسه ادب (احمد)              وبلاگ فرانگر نوین (حامد)              وبلاگ جاده احساس(فاطیما)              وبلاگ فریــاد عـشــق (نازنین)
     
 
میخواهم چند خطی از تو بنویسم ، اما قطره های اشکم بر روی صفحه کاغذ ریخته و خودکارم روی کاغذ خیس نمی نویسه .... اسم من حمیــــد متولد سال 72 ... عاشق همتونم
 

می تــوان ...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 بهمن 1389 :: توسط :کوزه گر عاشق

می توان تنها شد…
می توان زار گریست…
می توان دوست نداشت و دل عاشق آدم ها
را زیر پا له کرد!
می توان چشمی را به هیاهوی جهان
خیره گذاشت…
می توان صدها بار، علت غصه دل را فهمید
می توان…
می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود!
آخرش هم تنها ، می توان تنها رفت…
با جهانی هم اندوه و غم و بدبختی…
همه جا تلخی و سردی و غرور
ولی ای کودک زیبای دلم،آن ور سکه تماشادارد
شهری از مردم آبی سرشار،آسمانش و زمین
،عین آن شهر،
ولی
من و تو با همه آدم هاش ،غرق احساس
غروریم به عشق!
دل هرآدم عاشق که شکست،دل ما می شکند!
همه جا لبخند است و زمین،مفتخر است
به تن سبزی که
ضرب گام من و تو،بر دلش می پیچد
من و تو خوشبختیم
ما خدا را داریم،
ما غم چلچله را وقت بوسیدن دستان بهار
مثل یک شعر قشنگ،از دلش می خوانیم
ما پرلب پرهر فنچک بی مادر را ،با دل روشن
خورشید ،به هم می بندیم
ما به باران گفتیم:که کمی آهسته!
غنچه پاک دعا در خواب است!
او قرار است که روزی،روی اندیشه و ایمان،
بین احساس شکوفایی وآرامش و عشق
تا دم پنجره سبز خدا،سبز شود…
شهر ما آباد است
و نگاهش شب و روز
،به تولدبازاست...

از دفترچه دل نوشته  

نظرات شما ()

 

This Weblog for peaple living for LOVE
Thanks for visit KOZEH WEBLOG
Kozeh loves All of you

تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان